کتاب - پارانوئیدهای من >
پارانوئیدهای من
هر طایفه‌ای به من گمانی دارد... من زان خودم چنانکه هستم هستم

یکی از کارهای مورد علاقه‌ام قیاس ترجمه‌ها، اجراها و... مختلف از یک

اثره (کتاب، ترانه و...).


- بین کتاب‌های پائولو کوئیلو کتابی دیدم به اسم "سفر به دشت ستارگان"

ورقش که زدم دیدم همون "خاطرات یک مغ" است. حتی اسم‌ اصلی

کتاب هم در هرکدوم یه چیزه!

Le Pelerin de Compostella و O Diario de Um Mago

فکر نمی‌کنم یه کتاب واقعاً 2 اسم داشته باشه! و احتمالاً این هم

مثل تغییر اسامی فیلم‌ها می‌مونه همانطور که " مردگان" شده "

جدا افتاده " و ...

تگ‌ها:کتاب
یکشنبه ۳۱ امرداد ۱۳۸٩ - ۱:٤۱ ‎ب.ظ -   پيام هاي ديگران() -

 شنیده‌ام که ون گوک بی جهت می‌گریسته است؛ بی جهت!

چه حرف‌ها می‌زنند واقعاً!

انگار که اگر دلیل گریستن انسانی را ندانیم او یقیناً بی دلیل

گریسته است.



نادر ابراهیمی / چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم

تگ‌ها:کتاب
سه‌شنبه ۱٢ امرداد ۱۳۸٩ - ۱:۳٦ ‎ب.ظ -   پيام هاي ديگران() -