کاریکلماتور - پارانوئیدهای من >
پارانوئیدهای من
هر طایفه‌ای به من گمانی دارد... من زان خودم چنانکه هستم هستم

دوست داشتنی که کاری برای داشتن نکنه، دوست نداشتنه!

تگ‌ها:کاریکلماتور
چهارشنبه ۸ آبان ۱۳٩٢ - ۱:۳٦ ‎ق.ظ -   پيام هاي ديگران() -

اینقدر خودم را گذاشتم جای دیگران، جای خودم خالی ماند.

تگ‌ها:کاریکلماتور
پنجشنبه ٦ بهمن ۱۳٩٠ - ٤:۱٧ ‎ب.ظ -   پيام هاي ديگران() -

با نامه‌هایی که تنها مقصدشان لای کتاب است؛ حرف‌هایم را زنده ‌به گور می‌کنم.

تگ‌ها:کاریکلماتور
یکشنبه ۱٤ فروردین ۱۳٩٠ - ٥:٤۳ ‎ب.ظ -   پيام هاي ديگران() -

چاق شده‌ام از بس حرف‌هایم را خورده‌ام!

تگ‌ها:کاریکلماتور
دوشنبه ۸ آذر ۱۳۸٩ - ۱:٤٧ ‎ب.ظ -   پيام هاي ديگران() -

بکارت نمی‌ذارند برا آدم؛ دست اندازهای بعضی خیابون‌ها...

تگ‌ها:کاریکلماتور و زندگی
یکشنبه ٢٧ آبان ۱۳۸٦ - ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ -   پيام هاي ديگران() -

از وقتی فهمیدم اغلب آدم‌ها فکر می‌کنند مثل بقیه نیستند؛ دیگه این فکر رو نمی‌کنم!

تگ‌ها:کاریکلماتور و زندگی
جمعه ٢٥ آبان ۱۳۸٦ - ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ -   پيام هاي ديگران() -

نصف عمرم از سرما می‌لرزم، نصفه دیگه‌ش از چیزهای دیگه!

تگ‌ها:کاریکلماتور و زندگی
جمعه ٢٥ آبان ۱۳۸٦ - ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ -   پيام هاي ديگران() -