شاعری دگر گفت و ما برداشتیم 1 - پارانوئیدهای من >
پارانوئیدهای من
هر طایفه‌ای به من گمانی دارد... من زان خودم چنانکه هستم هستم

فاش می‌گویم و از گفته‌ی خود دلشادم *
هنرم عشق است و مهر تو بنیادم

من ملک بودم و فردوس برین جایم بود *
از خم طره‌ی تو به زمین افتادم

سایه‌ی طوبی و دلجویی حور و لب حوض *
یک دمک خاطر تو پاک نکرد از یادم

 

* از حضرت حافظ /+/

تگ‌ها:شعر و مخاطب خاص
سه‌شنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩٠ - ٦:٤۳ ‎ب.ظ -   پيام هاي ديگران() -