مادر - پارانوئیدهای من >
پارانوئیدهای من
هر طایفه‌ای به من گمانی دارد... من زان خودم چنانکه هستم هستم

من هنوز همان دختر‌بچه‌ای هستم که هر چه‌اش گم می‌شود از مادرش می‌پرسد که ندیدیش؟
یعنی بیا با هم بگردیم!
و قسم به کائنات چندبار آن‌جا را به تمامی گشته بودم اما تا او نیامد یافت می‌نشد....

تگ‌ها:زندگی
یکشنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸٩ - ۱:۳٢ ‎ب.ظ -   پيام هاي ديگران() -