غمگین چو پاییز - پارانوئیدهای من >
پارانوئیدهای من
هر طایفه‌ای به من گمانی دارد... من زان خودم چنانکه هستم هستم

از دیشب در خواب و بیداری فقط به یک موضوع فکر کرده‌ام: چرا باید از نوع ارتباط دو یا چند نفر دیگه با هم انقدر ناراحت بشم که یکی از بهترین شب‌های زندگیم از یکجایی به بعد همراه با تشنج اعصاب باشه؟

-شاید خلاف آنچه خودم و اطرافیانم فکر می‌کنیم آنقدرها هم روشن‌فکر نیستم که فکر می‌کنم محفل‌های خانوادگی -که تازه میزبانش هم من نبودم- با پارتی‌های جوانان تفاوت دارد.

-شاید گاهی از دیگران تصویری در ذهنمون می‌سازیم که آنقدرها هم واقعی نیست و وقتی با خود واقعیشون مواجه می‌شیم جا می‌خوریم.

 

یک نفر جا خورده‌ی تشنج اعصاب گرفته

تگ‌ها:زندگی و فرهنگ
شنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩٤ - ۳:٥٩ ‎ق.ظ -   پيام هاي ديگران() -