پارانوئیدهای من >
پارانوئیدهای من
هر طایفه‌ای به من گمانی دارد... من زان خودم چنانکه هستم هستم

کاش شاعر بودم؛

دردهایم را خودم می‌سرودم.

تگ‌ها:زندگی
دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸٩ - ۱:۳٥ ‎ق.ظ -   پيام هاي ديگران() -

تمام شب باران آمد

بالش‌هایم را آب برد

آسمان اما صاف نشد

تگ‌ها:زندگی
چهارشنبه ٦ بهمن ۱۳۸٩ - ٥:٥٧ ‎ق.ظ -   پيام هاي ديگران() -

یکبار یک نفر یکجا پرسیده بود: "اگر می‌توانستید؛ دوست داشتید با کدام فرد

معروف شام بخورید؟"

اون موقع گفتم هیچکس انقدر برام مهم نیست که بخوام باهاش شام بخورم!

حالا که فکر می‌کنم ٢ نفر هستند؛ صادق هدایت و سهراب سپهری.

تگ‌ها:
دوشنبه ٤ بهمن ۱۳۸٩ - ٤:٤۳ ‎ب.ظ -   پيام هاي ديگران() -